X
تبلیغات
رایتل

آن شرلی با موهای زیتونی

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
دوشنبه 23 تیر 1393

45

دیروز یه خونه پیدا شد که شرایطش خیلی خوب بود.صبح بهمون خبر داده بودند.تا شب در موردش تحقیق کردیم و تصمیم گرفتیم که بریم پای معامله.وقتی زنگ زدیم گفت فروخته!!!!!!!!

خیلی امیدم نا امید شد.اما یه فرمول برای خودم دارم که از ناراحتیم کم کرد 

بنظر من اگر ادم همه تلاشش رو برای محقق شدن کاری انجام بده .اما به خاطر شرایطی که از توان و اراده اون شخص خارجه نتونه به اون موقعیت برسه، حکمت خدا توش نقش داشته.


معمولا وقتی اتفاق بدی برای ما ادمها میفته میگیم حتما خواست خدا بوده.اما بنظر من خیلی جاها اشتباه خودمون بوده.فقط اگر از اراده ما خارج بوده میشه قبول کرد که خواست خدا بوده.

دیشب شبکه نمایش فیلم من ترانه 15 سال دارم رو گذاشته بود.

ترانه از شوهرش جدا شد.بعد از جدا شدن فهمید حامله هست.بعد به اراده خودش بچه رو نگه داشت.وقتی که اقا محسنی ، دوست باباش اومد دیدنش، یکم پول بهش داد و گفت خدا بزرگه

بعد من فکر میکردم اخه خدا تو این گندی که ترانه به زندگیش زده چقدر میتونه بزرگی کنه ( بعد از این دو سه پاراگراف نوشته بودم دیدم حس خوبی بهم نمیده حذفش کردم.)



به هرحال!!! به خودم گفت حتما خواست خدا بوده و خودمو اروم کردم.


این به هرحال عبارت خیلی اشناییه برای ما.

خواهرشوهر هر وقت میخواد من و عزیز رو تهدید کنه و بعدش ترغیب به ازدیاد جمعیت!! اولش یه به هرحال آبدار میگه.بعد سخنرانی غراش رو شروع میکنه.

دیروز که رفتم مشاور املاک،با خودم فکر می کردم ادمهایی که درست فکر میکنند تو خرید وفروش چقد موفقند.

داشتم فکر میکردم من چقدر کار تو مشاور املاک رو دوست دارم.بعد به خودم گفتم اگر یه مرد بودم حتما مرد موفقی بودم.

وقتی اومدم خونه،حین اشپزخونه شستن، به خودم گفتم میتونی یه زن باشی و تو کار خرید وفروش هم بری.بذار تو برنامه کاری 20 سال ایندت.مثلا تو 40 50 سالگی تو اینکار افتاده باشی.

بنظرم شروعش خیلی سخته.اگر مرد بودیم راحتتر میدرخشیدیم.الان کدوم یک از ما (جنس مونثها) در مورد قیمت فلان زمین و خرید وفروشش باهم حرف میزنم ؟؟ اما مردها با هم از این مسایل حرف میزنند و یکی که تواناییش رو داشته باشه راحتتر از ما زنها میتونه بیفته تو این مسیر.

ما حتی اگه تو این مسیر هم بیفتیم از اون جا که چون زنیم نمیتونیم با همه مردها راحت و بی مقدمه حرف بزنیم به مشکل بر میخوریم.(تو شرکتمون یه دو کلوم با یه پیمانکار  در مورد همون پسری که از ارتفاع افتاده بود،حرف زدم. از فرداش برای صحبت با من ودیدنم چنان بال بالی میزد که حالم از خودم و زن بودنم  بهم میخورد.دنبال فرصت بود که بیاد تو اتاق من.این مثلا تحصیکردش و پولدارش و...منم که میشناسید در کل سعی میکنم با مرد غریبه کمتر همصحبت بشم)..

داشتم میگفتم ، همجنس های خودمون که اطلاعات درستی در این زمینه ندارند.با غیر همجنس ها هم زیاد راحت نیستیم.راحتم که باشیم چون زیاد تو جمع اون ها نیستیم، اطلاعاتمون زیاد به روز نخواهد بود.


اینطور میشه که خیلی از استعدادهامون شکوفا نمیشه و وقتی یکی مثل اشتون،هیلاری کلینتون و... تو تلویزیون میبینیم  در نظرمون خیلی خارق العاده میاند.

منصفانه قضاوت کنیم اگر خارق العاده نباشند بینظیر که هستند.اما برای ما زنهای ایرانی واسلامی و شاید جهان سومی خیلی خارق العاده هست



نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 23 تیر 1393 ساعت 19:35
+ یک ذهن پریشان
امیدوارم یه خونه ی بهتر پیدا بشه و معامله ش کنین .

ولی آنه اگه واقعا استعدادشو داری بهتره که بی خیالش نشی .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مطمین نیستم .اما تو شرکت خودمون قیمت گذاری خیلی از چیزها با من بوده و انصافا هم قیمت های خوبی هست.ادم ها وقتی میخواند تغییرات بزرگ تو زندگیشون انجام بدن دچار استرس میشن و تا حد امکان عقب میندازن یا انجام نمیدن