X
تبلیغات
رایتل

آن شرلی با موهای زیتونی

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
سه‌شنبه 15 بهمن 1392

ارایشگرهای میلیاردر

 از همه عزیزانم که حال بچه خواهرم رو میپرسند ممنونم .حالش بد نیست.یعنی باید یه دوره ای رو تو بیمارستان طی کنه.خطر ناک نیست .اعصاب خورد کنه.خواهرم ونازنین زهرا تحمل ندارند.وگرنه اصل مریضی  زیاد سخت نیست.به دوستم که زنگ زدم گفت تو بیمارستان پره از اینجور بچه ها.البته اگر درمان وکنترل نشه  خطرناک میشه .وبه مغز وقلبش  اسیب میزنه.بالاخره  عفونت توی خون هست.در مورد کلیه اش هم دکترا هنوز درمان رو شروع نکردند.امیدوارم تا اخر این هفته مرخص بشه وبیاد خونه... 

دختر یکی از روسای شرکت که ما خانوم مهندس صداش میکنیم آخر هفته با دوستش میرند دوبی. در راستای این سفر مجردی دیروز رفته و مژه کاشته.خیلی خوشگل شده بود چشم هاش.بهش گفتم حالت ابروهات از بین رفته .تاتوش پاک شده.کاش قبل سفرت ابروهاتم تاتو میکردی.گفت دیگه تحمل درد رو ندارم.تازه امسال بهم گفتن باید 350 بدی تا ابروت رو تاتو کنم.گفتم 350 برای تاتوی ابرو؟؟؟؟؟؟ چه خبرشه.گفت خیلی حرفه ایه. 

من باشم عمرا به این یارو پول بدم.مگه چکار میکنند بخواند 350 برای 20 دقیقه کار با یه دستگاه بگیرند.بیل گیتس هم اینجوری پول به جیب نزده ؟؟؟؟ 

  

این خانوم مهندس دختر خیلی خیلی خوبی هست.همسن منه.چند ماهی از من کوچکتره.دختر افتاده وخاکی ومهربون که جوگیر پول وموقعیت باباش نشده. یکبار بهش گفتم اگر من کیسی رو سراغ داشتم حتما تو رو بهش معرفی میکردم.تو دختر با اخلاقی هستی. 

شاید بخاطر این انقدر دوسش دارم که اصلا مغرور نیست.از ادم های مغرور متنفرم.اصلا نمیتونم برم سراغشون.

 

زری خانوم که خانوم نگهبان شرکت هست وقبلا ازش براتون گفتم که زن دوم نگهبان شرکت هست.(زن اولشو طلاق داده) 

خیلی تو کف این خانوم مهندس هست.احساس میکنم همیشه حسرت خانوم مهندس رو داره.زری خانوم 38 39 سالشه اما از من نوعروس بیشتر به خودش میرسه.دایم تو کار تاتوی ابرو و گن لاغری و کرم ضد چروک وفلان وبهمان هست. همیشه ارایش به صورتش داره تو خونه.این در وضعیتی هست که یکبار شوهرش لوازم ارایشیش رو شکسته بود وبهش گفته بود نمیخوام ارایش بکنی.البته من از این اخلاقش خیلی خوشم میاد. که به خوش میرسه خوبه که ادم انقدر زنده دل باشه.اما اعتراف میکنم ادم این مدلی هم ندیده بودم که تو 40 سالگی بیشتر از اینکه به فکر خونه زندگی ویه سقف بالای سرش باشه دنبال تاتو کردن ودکتر پوست رفتن ولاغری وکلا زیبایی باشه. 

همون روزی که شوهر زری خانوم لوازم ارایشیش رو شکسته بود باهم شدیدا دعواشون شده بود .زری خانوم ظاهرا میخواسته به قهر بره خونه باباش .نگهبان اومد یواشکی به من گفت خانومم حالش خوب نیست برو یکم باهاش صحبت کن.رفتم دیدم کنار در خروجی  خودشون رو زمین نشسته وسایلاشم برداشته وداره گریه میکنه.کلی گله کرد از شوهرش.از زندگیش.از اینکه از سر مجبوری ازدواج کرده .بخاطر اینکه اونموقع ها که بیوه بوده صدتا صاحب از پدر وبرادرها  وبرادر شوهرها و پدر شوهر و پسرها  تا برسه به حضرت ادم داشته . 

وسطای حرفهاش بهم گفت ببین خانوم مهندس رو چقدر سفید بخته.هر روز یه مدل لباس میپوشه ارایش انچنانی میکنه هر وقت دلش بخواد میاد دلش بخواد میره.هر روز یه برنامه تفریحی داره.ببین من وتو رو!!!!!! 

دیدم نه انگار این، منم قاطی خودش میکنه، بهش گفتم زری خانوم خوشبختی و رضایت از زندگی به این چیزها نیست.انقدری که من الان از زندگیم راضی هستم خانوم مهندس از زندگیش راضی نیست. (این یک واقعیت بود نه برای جواب به زری خانوم)

هر کسی برای خودش یه مشکلاتی داره. 

 

خانوم مهندس هم کلا تو حسرت زندگی دوستش و دختر داییش وهمه اونهایی هست که از این بالاترند.اونسری که از دختر داییش تعریف میکرد میگفت شوهرش گلهای روی لباس عروسش رو از قبرس(اگر اشتباه نکنم) آورده بود.اخر حرفهاش هم گفت خوب شد اینجا نیستند وگرنه با دیدن زندگیشون من افسرده میشدم.یکبارم که رفته بود خونه دوستش تهران میگفت خیلی بریز بپاش داره و مقایسه میکرد زندگی دوستشو با زندگی خودش بعد از اینکه با دوست پسرش ازدواج کرد. دوست پسرش یه پسر خوب اما بی پوله.بی پول که نه اما پولدار نیست.بعد با ناراحتی میگفت من اگه با این پسر ازدواج کنم هیچوقت نمیتونم مثل دوستم زندگی کنم.... 

کلا شیر توشیریه این زندگی.هر کی تو حسرت زندگی یکی هست. 

چه خوب بود اگه اینجوری نبودیم ما ادم ها 

راستی  

شما تو حسرت زندگی کی هستید؟؟؟ 

 

نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 14:13
+ عروس ابان
بیچااااره دلم براش سوخت کسی که زندگی موفقی نداره خودشو با دیگران مقایسه می کنه...یه بخشیش هم به خاطر مضیغه های مالیه که درگیرشن.
من همیشه حسرت اینو می خورم که چرا 5 سال پیش با همسر ازدواج نکردیم و این همه همچی برا ما طول کشید

ایشاله نی نی زودتر مرخص شه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو 5 سال درگیر پروسه ازدواج با همسرت بودی؟؟ لازم شد خاطرات اونموقع ها رو بنویسیا.راستی الان چندسالته
چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 11:31
+ ارکیده
با خوندن اینکه دوستت گفته تو بیمارستان پر از بچه های اینجوری هست یکخورده امیدوار شدم که حتما مشکل حادی نیست و انشاالله به زودی مرخص میشه
هه هه هه کلی خندیدم که زن نگهبانتون خودشو با تو جمع بسته .. البته اون بنده خدا هم مثل همه آدمای دیگست ا هزار تا آرزو و توقع ....
به نظر من این خوبه ادم تو زندگیش یک الگو بذاره که بتونه برای موفقیت های بیشتر خودشو با اون مقایسه کنه و خودشو بالا بکشه اما حسرت خوردن رو اصلا قبول ندارم چون جز از دست دادن همون چیزایی هم که داری چیز دیگه ای دنبال نداره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حرف خیلی خوبی زدی.میدونی ارکیده خوبی وب داشتن اینه که یه چیزی میگی دوتا یاد میگیری.حسرت خوردن یعنی زمانی برای از دست دادن خوب زندگی کردن
سه‌شنبه 15 بهمن 1392 ساعت 21:46
+ خانوم گل
سلام آنه جون.خوشحالم که بچه خواهرت بهتره.انشالله هرچی زودتر بهبودی کامل پیدا کنه و ازبیمارستان مرخص بشه
حرفاتو کامل قبول دارم دوستم.خوشبختی به این چیزا نیست.برایه من همین که میبینم همسرم واسه زندگی دونفرمون کلی تلاش میکنه و خوشحالی من براش مهمترین چیزه بسه و هیچوقت سعی نکردم زندگیمو بازندگی دیگرون مقایسه کنم چون میدونم تو هر زندگی یه سری مشکلات هست که قابله حل شدنه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا خانوم گلی هستی
سه‌شنبه 15 بهمن 1392 ساعت 18:47
+ مدیر سایت عاشقانه لاور فان
سلام من مدیر سایت عاشقانه لاور فان هستم
http://loverfun.ir
تا اخر بخون اخه سه ساعت نوشتم
دوس دارم با وب خوبت تبادل لینک داشته باشم
******
برای تبادل لینک با ما از لینک زیر استفاده کنید
بیا اینجا وبتو ثبت کن توجه کن تبادل فقط از لینک زیر انجام میشه و خودت باید خودتو لینک کنی

http://link.loverfun.ir

در ضمن خوشحال میشم توی انجمن سایت فعال باشی هم دوستای جدید پیدا میکنی هم تبلیغ وبت میشه
کاربرای دیگه رو مطالبی که میزاری نظر میدن تو دربراه مطالبشون نظر میدی..... دنیاییه
راستی قالب های جدیدی برای بلاگفا داریم کار خود سایته
http://tools.loverfun.ir
امتیاز: 0 0