X
تبلیغات
رایتل

آن شرلی با موهای زیتونی

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
دوشنبه 16 دی 1392

هوررررا خدایا شکرت

شهر من برفی شد.بالاخره من  هم برف امسال رو دیدم.برف امسال شهرم رو.خدایا شکرت بخاطر این نعمتت.عجیب به ادم شادابی میده.صبح رفته بودم دست وصورتم رو بشورم .نمیدونستم برف اومده .وقتی برگشتم عزیز گفت آنه بیا بیرون رو نگاه کن.پر از کنجکاوی بودم ورفتم پشت پنجره.پرده رو یه ذره کشیدم و دیدم وایییییییییییی.برف.انقدر ذوق کردم که پریدم عزیز رو یه ماچ گنده کردم.عزیز میگه ببین چه ذوقی میکنه واس برف.خدایا شکرت.خدایا نعمت هات رو از ما دریغ نکن.حتی اگر ما ادم ها خودمون باعث این دریغ باشیم

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 16 دی 1392 ساعت 23:05
+ یک ذهن پریشان
سلام بر آنشرلی عزیز با موهای زیتونی . ممنون که به وبلاگم سر زدی .
حالا که تو شهرتون برف اومده , برف بازی و ساختن آدم برفی فراموش نشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فریبا جون این قضیه به این شکل قرنی یکبار توشهر ما اتفاق میفته وما متاسفانه جنبشو نداریم سردمون میشه تا بیاد عادت کنیم برفها اب شده
دوشنبه 16 دی 1392 ساعت 11:42
+ گلشن
شهرتون برف بارون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم