X
تبلیغات
رایتل

آن شرلی با موهای زیتونی

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
دوشنبه 25 آذر 1392

لاغری

قبلا گفته بودم که تصمیم دارم چند کیلویی به وزنم اضافه کنم.از نظر خودم خوب غذا میخوردم ودقیقا شرایط مثل قبلنا که تپل بودم بود. قبلنا وزنم 58بود

به خودم گفته بودم تا تغییر وزنم رو به طور محسوس حس نکردم ودیگران هم بهم حرفی نزدند نرم خودم رو وزن کنم .اینجوری وقتی برم رو ترازو وچند کیلو اضافه وزن ببینم یهویی ذوق زده میشم.  

واضح ومبرهن است که این حرفها جلوی وسوسه های من موقع دیدن ترازو فقط حرفه.اصلا شرطی شدم به اون داروخونه ای که همیشه میرم اونجا خودم رو وزن میکنم.هر وقت از اونجا رد میشم انگار یه چیزی قلقلکم میده برم تو . 

 

خلاصه دیروز که وقت دکتر داشتم یه سرم به این داروخونه مبارک زدم. وبعد از در اوردن کاپشن وگذاشتن کیفم رو صندلی مجاور وخالی کردم جمله متعلقات جیب مانتوم روی همان صندلی مجاور(دوتا کلیدم تو جیب مانتوم بود دلم میخواست اونم دربیارم وزن واقعیم رو نشون بده اما یکی از درونم بهم نهیب زد :لوس نشو بشین سرجات) خودم انداختم رو ترازو وریلکس ریلکس روبرو رو نگاه میکردم تا شنیدن صدای بوق.تا صدای بوق رو شنیدم انگار که میخوام در جعبه گنج رو باز کنم چشمام دوید رو صفحه نمایشگر ودر کمال ناباوری همان عدد  مبارک ومیمون ۵۰.۲ رو دیدم. 

برای جلوگیری از ناراحتی واز دست دادن روحیم اصلا هم بهش فکر نکردم وبه خودم دلداری دادم شاید من از اون ادمهایی باشم که یهویی وزن اضافه میکنند.شاید اصلا قبلنا انقدر که بد غذا خوردم حالا هرچی میخورم فقط جبران گذشته هست و وقت میخواد. 

واقعیت اینه که از اول مهر ماه هر روز حداقل یکبار برنج میخورم وشبا هم حتما غذا میخورم اما تغییری نکردم. 

به بدنم فقط تا اخر دی ماه فرصت دادم.اگه تا اونموقع کاری کرد که کرد، دستشم درد نکنه اگر نکرد مجبور میشم راههای فرعی از جمله خوردن کربوهیدرات رو امتحان کنم....من دیگه انقدرا هم حوصله ندارم تلاش کنم ونتیجه نگیرم ولی خیلی امید دارم که میگیرم ومیگیرم ومیگیرم

نظرات (8)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 4 دی 1392 ساعت 13:54
+ بولوت
منم میرم رو ترازو عدد 50 رو میبینم عصبی میشم!
منتها از جهت عکس شما! عصبی میشم که چرا نمیاد زیر 50 و چاق شدم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بولوت مگه قدت چنده.50که وزن کمیه.حداقل برای قدهای بالای 160...تو عکست که اندامت خوبه...راستی من بولوت را خیلی دوست میدارم .لینکت کردم بانو
پنج‌شنبه 28 آذر 1392 ساعت 10:24
+ فرزانه
منم هموزن خودتم.دوس دارم تا قبل عروسیم یکم چاق تر بشم .ولی باز میگم بعد ازدواج خودبخود چاق میشم واس همون تلاشی نمیکنم!من هرچی غذا بخوردم چاق نمیشم از بس فکر و خیال میکنم و الکی حرص میخورم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فرزانه من کلا از لحاظ روحی واز لحاظ خوردن اکی هستم نمیدونم چم شده هیچ تغییری نمیکنه
سه‌شنبه 26 آذر 1392 ساعت 09:29
+ نازی
سلام عزیزم.خوبی؟همه میخوان لاغر کنن شما میخوای چاق شی؟ خوش بحالت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اخه من لاغرم نازی.
سه‌شنبه 26 آذر 1392 ساعت 02:23
+ گلابتون بانو
نعمت بی بدیلی داری و قدرشو نمی دونی!!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 15:41
+ گلشن
البته میشه گفت نرمالی ولی یه کم پر بودن تو لباس آدمو خوش فرم میکنه منم لاغر بودم متنفر بودم از غذا خوردن همیشه هم با مامانم دعوا داشتم ولی حالا یکی باید دستمو بگیره عشقم خوردنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
البته این نرمال برای تهرانه ها.تو شهرستان میشه لاغر
دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 14:58
+ گلشن
خوبی گلم؟
اول اینو بگم که لاغر بودن نعمتی برای خودش
آنه جون من از وقتی یادم میاد لاغر بودم وزنم بین 50 تا 57 بوده زمانی که ازدواج کردم 54 کیلو بودم اینقدربا خودم حال میکردم خوردنم هم زیاد بود هرچی میخوردم چاق نمیشدم عشق بود بچه های خوابگاه اون موقع ها یادمه اینقدر حسودی میکردن میگفتن خوش بحالت هرچی میخوری چاق نمیشی ...
اما چشمت روز بد نبینه این سه سال که از ازدواجم گذشتهشدم 64 کیلو قدم هم 167 اصلا نشون نمیده ولی خودم حس چاقی دارم و نیست همیشه سبک و فرز بودم ولی الان خیلی حس بدی دارم...
هیچی مث خوردن چاق نمیکنه سعی کن هر چی میخوری رو خوب مزه مزه اش کن و از خوردنش لذت ببر _تند تند بخور_نون با غذات بخور_شیرینی جات بخور_تو بشقاب بزرگ برای خودت غذا بکش هر وعده خودتو معظف کن نسبت به وعده قبل حتی شده چند قاشق بیشتر بخوری اینجوری یواش یواش معده ات جا باز میکنه و میشی شکمویی برای خودت
فعالیت کاریت زیاده؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم من کلا از غذا خوردن خوشم نمیاد.هیچ لذتی برام نداره.حتی چشیدن غذاهای جدید.دلیل اصلی لاغر شدنم هم این بود که حوصله غذا خوردن نداشتم .البته الان بهترم با عزیز که هستم بالاخره شامو میخورم قبلا یه لقمه میگرفتم دستم وسروته شام رو میبستم..فعالیتم کم نیست.نمیدونم حالا متوسطه یا زیاد.از صبح تا عصر سرکارم که بیشتر پشت میزم نشستم بعدشم تو خونم با کارای خونه البته جند ساعت دیگه بقیشو تقریبا بیکارم قد من 164هست درصورتیکه وزنم 50
دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 12:48
+ فیونا
ای وایییی لاغری کیف کن دیگه ، من الان دوروزه شروع کردم رژیم و که لاغر بشم ، نخوردن خیلی سخته .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوردن هم سخته فیونا جان.عذابه
دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 11:37
+ شب یلدای
سلام سلام

خیلی خوشحالیم به وبلاگ شما سر زدیم .. و ازتون دعوت میکنیم به سایت ما سر بزنید

کارت پستال عاشقانه - کارت پستال غمگین - کارت پستال تبریک تولد

کارت پستال دوستت دارم - کارت پستال زیر باران - کارت پستال برفی

کارت پستال درخواستی - کارت پستال تبریک شب یلدا و ...

....... ........ ........ . ....... ........ ........ ...

آز آدرس کوتاه که گذاشته شده وارد بشید

یا فتوکده را در گوگل سرچ کنید

....... ........ ........ . ....... ........ ........ ...

اگر دوست داشتید مارو لینک کنید .. بعداز ورود آدرس اصلی سایت رو لینک کنید

نظرتون رو بی تعارف در مورد کارت پستال ها درج کنید
امتیاز: 0 0