X
تبلیغات
رایتل

آن شرلی با موهای زیتونی

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
سه‌شنبه 18 تیر 1392

دل به دل راه داره

صبحها که همسرم میره سرکار همدیگه رو میبوسیم ومن تا دم در بدرقه اش میکنم.

قبلنا این چشمشو میبوسیدم بعد اون چشمشو 

امروز ودیروز صبح دیگه چشماشو نبوسیدم بعد از اینکه اون منو بوسید سرمو گذاشتم روی سینش وبرای چند لحظه چشمامو گذاشتم روی هم وبودنش رو حس کردم.


امروز ظهر میخواستم بهش زنگ بزنم گفتم حتما سرش شلوغه ولش کن.

دیدم خودش بهم پیام داد.سکوت رو جایز ندونستم وبلافاصله بهش زنگ زدم وگفتم :چقدررر حلال زاده ای

وبهش گفتم: 

دلم برای بوی تو،برای بوسیدن های صبح تنگ شده .


وبعدش خیلی زود خداحافظی کردم.

 


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 20 تیر 1392 ساعت 14:09
+ شنای
مرسی که میای وبم و از نظرات خوبت منو بهره مند میکنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اووعزیزم از امدن تو هم من بسی مسرور شدم